مراسم عزاداری دهه اول محرم در دفتر مجمع نیکوکاران چاهک ۱۳۹۱قم+تصویر
دراینجا لازم می دانیم از حضور گرم همه همشهریان بخصوص خادمین حضرت اباعبدالله الحسین(ع)
تشکر وقدردانی نماییم



دراینجا لازم می دانیم از حضور گرم همه همشهریان بخصوص خادمین حضرت اباعبدالله الحسین(ع)
تشکر وقدردانی نماییم



يك داستان كوتاه به زبان خلجي
قاريٌنچا وسليمان نبي(ع)
بيكون حضرت سليمان تئنيز(دريا)قيراقيچا يورموشدو،كؤزو بي قارينچاقا ساتاشدو كي بي بوغدا داناسين اؤزوله تئنيزكه طرف چكهرتدي.
حضرت سليمان اونا واقاتير كؤردو قارينچا سوو يانئ ائردي. اودم بي قورباغا سوو ايچينده باشين تاشقار هيدي وآغزين هاچدو و قارينچا اونين آغزئ كيرميش اوچاغ قورباغا سووايچيكيردي.
بو اولاي دا سليمان نبين آغزو هاچوق قالموش حيسابو فيكيركه باتدو.
بيده(ناگهان) او قورباغا باشين سوودا تاشقارهيدي وآغزين هاچدو او قارينچا آغزوندا تاشقا هوندو. آمما بوغدا داناسو اوندولا يوقاتدو.
حضرت سليمان او قارينچاين قيقيرميش حضورئ و بو هايين سببين اوندا سوروشدو.
قارينچا هايدو:
اي آللاه يوللاموشو به تئنيزين تهييچه بي بوش تاش وارار وبي قورت او تاش ايچچيچه ياشئ يورو.
آللاه اونو اودا ياراتموش واو اوردا تاشقار هونه بيلمز و من اونين روزوسين يئتيم .
تاري بو قورباغاين مامور ائتميش تا مني سوو ايچچه او قورت يانئ يئتيوه گه. بو قورباغا مني قورت ياشاغولو تاش ياني يئتير وآغزين او تؤپلوكين ائشكي تيره ميش و من اونين آغزوندا هونموش اؤزومو او قورتقا يئتگريم و بوغدا داناسين اونين يانوچا سالام ، اوچاغلام هولونوم دوباراشدا او قورباغا كي مني كؤزلورو اونين آغزئ كيرهم و او ينده سوو ايچچه هيزميش مني تئنيزده تاشقار كلير. اوچا آغزين هاچموش من اونين آغزوندا تاشقار هونم.
سليمان نبي قارينچاقا هايدو:« او واقت كي بوغدا داناسين قورت قا يئتين اوندا بي زاد ائشيتهين.
قارينچا هايدو: هئي او هايور«اي آلاه كي منوم روزومو بو تاش هاراسيچا اونوتمورين رحمتيي مؤمين بندلرحقي چه ياددا هيمه».
مورچه و سليمان نبي (ع)
روزي حضرت سليمان (ع ) در کنار دريا نشسته بود،نگاهش به مورچه اي افتاد که دانه گندمي را باخود به طرف دريا حمل مي کرد.
سليمان (ع) همچنان به او نگاه مي کرد که ديد او نزديک آب رسيد. در همان لحظه قورباغه اي سرش را از آب دريا بيرون آورد و دهانش را گشود. مورچه به داخل دهان او وارد شد و قورباغه به درون آب رفت.
سليمان مدتي در اين مورد به فکر فرو رفت و شگفت زده فکر مي کرد. ناگاه ديد آن قورباغه سرش را از آب بيرون آورد و دهانش را گشود. آن مورچه آز دهان او بيرون آمد، ولي دانه ي گندم را همراه خود نداشت. سليمان(ع) آن مورچه را طلبيد و سرگذشت او را پرسيد.
مورچه گفت : " اي پيامبر خدا در قعر اين دريا سنگي تو خالي وجود دارد و کرمي در درون آن زندگي مي کند.
خداوند آن را در آنجا آفريد او نمي تواند از آنجا خارج شود و من روزي او را حمل مي کنم. خداوند اين قورباغه را مامور کرده مرا درون آب دريا به سوي آن کرم حمل کرده و ببرد.
اين قورباغه مرا به کنار سوراخي که در آن سنگ است مي برد و دهانش را به درگاه آن سوراخ مي گذارد
من از دهان او بيرون آمده و خود را به آن کرم مي رسانم و دانه گندم را نزد او مي گذارم و سپس باز مي گردم و به دهان همان قورباغه که در انتظار من است وارد مي شود او در ميان آب شنا کرده مرا به بيرون آب دريا مي آورد و دهانش را باز مي کند و من از دهان او خارج ميشوم."
سليمان به مورچه گفت :
"وقتي که دانه گندم را براي آن کرم ميبري آيا سخني از او شنيده اي ؟"
مورچه گفت آري او مي گويد :
«اي خدايي که رزق و روزي مرا درون اين سنگ در قعر اين دريا فراموش نمي کني رحمتت را نسبت به بندگان با ايمانت فراموش نكن».
با عرض سلام و تشکر از مطلب زیبایی که درباره نان نوشتید مرا به بیست سال پیش بردید وقتی شش ساله بودم هر موقع به چاهک میامدیم مادر بزرگ مرحومم حاج خانوم ناز پری فهیمی که یادش گرامی باد برایمان نان می پخت و برای ما بچه ها نان های کوچک درست میکرد ان وقت ها به هر جا سر میزدی بوی نان تازه از خانه ها بیرون میزد همه در خانه هایشان تنور خانه داشتند خانه ها واقعا ساده و بی الایش بود و همین امر ان را از شهر جدا می ساخت ولی امروزه دیگر روستا انگونه نیست خانه ها به سبک شهر ساخت میشود و وقتی داخل ان میروی دکوراسیون خانه هم تو را به شهر میبرد خانه قدیمی با کرسی وچراغ گرد سوز و گلیم پشمی و صدای رادیو و توت خشک و برگه و کشک دهات کجا و الان خانه های جدید و کوچه های که خاطرهای را زنده نمکنند کجا . در ضمن از شما میخواهم از مادر بزرگم هم یادی بکنید چون مادر بزرگ من مامای روستا بوده .
مدیریت سایت از این کاربر محترم تشکر می نماید ومنتظر نظرات -پیشنهادات و دست نوشته های
شما همشهریان عزیز هستیم وبرای هرچه بهتر شدن ما را یاری فرمائید
دفع چشمزخم
جغد بر بام خانه
شاید برخی بپرسند شیر واره چیست ؟

در گذشته به علت اینکه کلیه لبنیات مصرفی به صورت محلی تهیه می شد و همچنین با توجه به نژاد گاو های محلی مقدار شیر هر خانوار کم بود هر چند خانوار که معمولا همسایه ها بودند اقدام به جمع آوری شیر یکدیگر می کردند و این کار ۳ روز تا یک هفته تکرار می شد یعنی در این مدت کلیه شیر ها را یک خانوار جمع آوری می کرد و همه اعضا موظف بودند به موقع یعنی صبح زود و غروب شیر ها را تحویل دهند و بعد از اتمام مدت تعیین شده نوبت به خانوار بعدی می رسید و این سیکل تکرار می شد . البته مقدار شیری که هر فرد از اعضا در این مدت به فرد جمع کننده شیر می داد توسط پیمانه ایی به نام اوگردان یاد داشت می شد و این فرد موظف بود در دوره های بعدی آن را به اعضا برگرداند
به این عمل در اصطلاح شیر واره می گفتند
برای هم وارگی نام های مختلفی در ایران وجود دارد که از آن دسته به موارد زیر اشاره می شود:
آب بند در برخی از روستاهای گرگان، شریک شیر در پاریزو و برخی از روستاهای سیرجان و گرگان، وارا در برخی از روستاهای همدان مانند دره گزین، زرند و نظام آباد، وارچی، واراداش، و وره دوش در روستاهای ملایر و زنجان، هم پیم در برخی از روستاهای بافت و بردسیر و سیرجان، همدوم در برخی از روستاها و ایلات سیرجان، همدون در برخی از روستاهای شیراز، همدونی در برخی از روستاهای سبزوار مانند گاچ کوه میش، همشیر در برخی از روستاهای شاهرود، تربت جام، نیشابور و کوهدشت لرستان، همکار و شیر شیرک در لاهو کلاردشت چالوس، هم مائین در دماوند و لاریجان آمل و برخی روستاهای آنها هٌموَرَه در روستاهای خمین الیگودرز و برخی روستاهای اراک و محلات، هم هندو در گلپایگان و خوانسار و روستا های آنها.
مراسم پخت نان
نویسنده:مصطفی فهیمی
متاسفانه با ورود فرهنگ شهرنشین در روستا خیلی از مراسم و آداب از یاد و خاطره ها فراموش شده اند از آن جمله می توان به مراسم پخت نان اشاره نمود دیگر در روستا خبری از تنورهایی که با ملاتی از گل و موی بز ساخته می شد نیست .
دیگر از بوی دود تنور که هنگام صبح قبل از طلوع آفتاب به مشام می خورد و انسان را از خواب بیدار می کرد خبری نیست .
دیگر از بوی نان تازه که صبح گاهان مشام را نوازش می کرد و بوی نان سوخته که انسان را از خواب ناز صبح گاهی بیدار می کرد خبری نیست .
دیگر از نان اول تنوری – گرده – فتیر – تنکه و ... خبری نیست .
دیگر از نان ساجی (هوچاق ایکمکی) خبری نیست
هم اکنون در روستا نیز تهیه نان ماشینی شده و دیگر نمی توانیم به سراغ نون دانهای گلی برویم و یک نون خشک برداریم , آب بزنیم و بخوریم .
دیگر خبری از خاله ها نیست تا تنوری از گل بسازد .
دیگر از سنگ (ساج) قرمزهفت چنار خبری نیست.
باید حسرت آن روزها را خورد .
مقدمات پخت نان
برای پخت نان در ابتدا یک روز قبل خمیر را تهیه می کردند و به مدت ده تا دوازده ساعت می گذشت تا خمیر عمل بیاید لذا جهت تهیه خمیر سفره آردی بود با لانجین و مایه خمیر .
مایه خمیر معمولا مقداری از خمیری بود که سری قبل با آن نان پخته بودند و آن را لای سفره آرد نگهداری میکردند تا ترشیده شود و به عنوان مخمر در خمیر بعدی استفاده شود ( کاری که آلان جوش شیرین می کند اما آن کجا و ....) لانجین ظرفی سفالین و بزرگ بود که داخل آن خمیر می کردند .
سفره آرد هم سفره ایی بود که داخل آن مقداری آرد وجود داشت و در زمان تهیه خمیر و پخت نان پهن می شد تا برکات خدا بر زمین نریزد .
تهیه خمیر
مقداری آب داخل لانجین ریخته می شد و مایع خمیر داخل آن حل می شد و بعد از آن آرد را داخل آن می ریختند و یک نفر آنرا ورز می داد تا ورز بیاید بعد از عمل آمدن آنرا به مدت حد اکثر دوازده ساعت به حال خود رها می کردند تا خمیر عمل بیاید .
پخت نان :

جهت پخت نان باید تنور گرم می شد لذا در سحرگاه در داخل تنور آتش روشن می کردند و هیزم ها معمولا چوب و بته بود یا تاپاله وهیمه (بته خار و خاشاکی بود که از کوه می آوردند وتاپاله و هیمه از فضولات گاو و گوسفند تهیه می شد .)
بعد از گرم شدن تنور و عمل آمدن خمیر وسایل پخت نان دور تنور چیده می شد که عبارت بودند از :
1: سفره آرد
2: تخته خانه ( وسیله ایی که روی آن خمیر را پهن می کردند)
3: تیر خمیر پهن کنی ( وردنه )
4: ناله ون کوچک و بزرگ ( جهت زدن نان به تنور)
5: سیخ – آتش کش – انبر
6: در باد زنه یا گولبا( بازنه سوراخی است جهت ورود هوا به تنور که موقع پخت نان وسیله ایی به نام در بازنه بسته می شد تا زغالهای تنور دیرتر به خاکستر تبدیل شوند .)
بعد تهیه لوازم تعدادی از خانم های محل جمع می شدند و با کمک همدیگر شروع به پخت نان می کردند و معمولا نان مصرفی یک ماه پخته می شد .
از باشکوه ترین این مراسم پخت نان شب عید بود که که معمولا انواع نان ها از قبیل گرده (سوقان وسیب زمینی ایکمکی)- فتیر - نون شیرین و... پخته می شد .
آداب و رسوم چاهک
جشن عقد
تهیه و تنظیم:مصطفی فهیمی
جشن عقد معمولا مفصل برگزار می شود و بعد از طی مراحل عقد در تاریخی که معمولا شب بله برون تعیین شده جشن مفصلی برگزار می شود .جشن عقد به این صورت است که :معمولا جشن بعد ازظهر برگزار میشود و خانواده داماد به اتفاق مهمانان بعد از صرف ناهار به همرا داماد به منزل عروس خانم می روند و شروع به جشن و پایکوبی می کنند همچنین در این مراسم معمولا مهمانان به عروس و داماد کادو هدیه می دهند .
جشن حنا بندان
حنا آشکاره یا حنا بندان شب قبل از عروسی است که این جشن در منزل مادر عروس برگزار می شود و بعد از صرف شام خانواده عروس مجمه های حنا را که به صورت های مختلف تزئین شده همرا با کل کشیدن به خانه داماد می آورند و دست داماد و عروس را حنا می گیرند و شروع به پایکوبی می کنند در آخر شب نیز برخی از جوانان طرفین عروسی به خانه داماد می روند و شام گلین می خورند .
جشن عروسی
جشن عروسی پایان سلسله جشن های عروسی است و شروع زندگی مشترک این جشن در منزل داماد برگزار می شود و هزینه های آن بر دوش خانواده داماد است و به این صورت است که روز قبل از شب عروسی عروس و داماد با تشریفات خاصی به حمام می روند وبعد از آن هر دوی آنها به آرایشگاه می روند بعد از اتمام کار های آرایشگاه داماد با ماشینی که تزئین شده به دنبال عروس رفته و عروس را به منزل خودش می برد و قبل از وارد شدن عروس به منزل داماد جوانان روستا همراه با نواختن ساز و دوهل یا ساز های دیگر در حیاط منزل داماد پایکوبی می کنند و داماد نیز بالای پشت بام رفته و میوه و شیرینی بین جمعیت پرتاب می کند و در انتهای این مراسم عروس به منزل می رود و جشن شروع می شود که تا آخر شب ادامه دارد .

جشن پا تختی
فردای شب عروسی خانم های خانواده عروس ناهار درست کرده و به خانه عروس می روند و بعد از صرف ناهار جشن می گیرند و درآخر مراسم مهمانان به عروس کادو می دهند .
چرا سنگ قبر تاریخی باقدمت بالغ بر ۴۰۰سال در روستای چاهک مفقود گشت؟
چقدر برای وطن خود ارزش قائل هستید؟
پاسخ تان را دربخش نظرات برای ما ارسال کنید.
![]()
آداب وفرهنگ وسنن مردم روستای چاهک
بخش خلجستان قم
تهیه وتنظیم:مصطفی فهیمی
اسفند1390
از زیبا ترین مراسمها جشن هایی است که در عروسی ها برگزار می شود
مقدمه
خانواده هسته اصلی جامعه انسانی است و مراسم ازدواج در واقع جشن تولد یک خانواده و یک واحد جدید اجتماع می باشد .به همین سبب پیوند دوتن همیشه و در همه جا از حرمت و اهمیت خاصی بر خوردار بوده است. عروسی بزرگترین و پر هیجان ترین مراسمی است که در طول زندگی یک فرد بر گزار می شود و در شمار مراسم همه گیر جامعه است..
در روستا ها و شهرهای کوچک معمولاهمه افراد در مراسم عروسی شرکت می کنند. و حتی اگر در مراسم خاص آن مانند عقد کنان ، عده خاصی دعوت شده باشند، بازهم قسمتهایی است که عمومیت دارد در شهرهای بزرگ که شرایط و مقتضیات خاص، پیوند ها ی خویشاوندی، طایفه ای و محلی را نسبتا" سست کرده است، باز هم، عروسی در یک محدودة معین و کوچکتری نسبت به روستا همه را به خود می کشد و شور و شوقی بر می انگیزد

1- جشن نامزدی یا بله برون
بعد از انتخاب یكی از دختران آبادی توسط پسر یك خانواده، برای ازدواج با او معمولاً در ابتدا پسر موضوع ازدواج را به اطلاع مادر خود میرساند و مادر نیز به پدر خانواده اطلاع میدهد و پس از مشورت، در صورت نظر مثبت، معمولاً مادر خانواده و یكی از افراد فامیل (عمه یا خاله) به خانه دختر رفته و با مادر دختر مورد نظر، موضوع خواستگاری را عنوان میكنند در صورت نظر مثبت، مادر دختر، جمله هرچه قسمت باشد همان میشود را میگوید و سپس آنها به خانه برگشته و موافقت خانواده دختر را به اطلاع سایر اعضاء خانواده خویش میرسانند و در شبی كه قبلاً برای مراسم خواستگاری رسمی تعیین شده است افرادی از خانواده پسر به خانه دختر میروند و بعد از احوالپرسی و تعارفات، از طرف بزرگ خانواده ، موضوع خواستگاری را مجدداً به پدر دختر میگویند و جمله «شما چه صلاح میدانید» را اضافه میكنند. معمولاً پدر دختر برای گفتن نظر مثبت یا منفی، چند روز برای مشورت با افراد فامیل مهلت میخواهد. در صورتی كه نظر پدر خانواده منفی بود، پیغامی از طرف خانواده دختر به خانواده پسر داده میشود، اما در صورت نظر مثبت پدر دختر، موضوع از طرف مادر دختر به مادر پسر اطلاع داده میشود و آنها در شبی با جعبه شیرینی و یک حلقه به خانه دختر میروند و بعد از احوالپرسی و مبارك باد گفتن، زنان هلهله میكنند و شیرینی بین حاضرین پخش مینمایند و مراسم شیرینی خوران برقرار میشود و جشن مختصری برگزار می شود . به تمام مراسم فوق بلهبرون گفته میشود. البته در این شب کلیه قرار مدار (مهر و خرج )عروسی گذاشته می شود .
قسمت :نهم
بازیهای و سرگرمی های محلی
نویسنده:اصغر فهیمی
از قدیم الایام بازیهای متنوع و جالبی در روستا توسط کودکان ونوجوانان انجام میگردید
که به نمونه های از آن اشاره مینمایم
1-بازی فرفرک
2-بازی خطر خونک
3- بازی با الک ودولک که خود سه نوع بازی متفاوتی میباشد الرو چلرو – الک دولک زو – زنده مرده
4-توپ محره
در این بازی که جوانان بیشتر به آن رقبت نشان میدادند افراد به دو گروه تقسیم میشدند و هر کس دوستان نزدیکتر را در دسته خود قرار میداد و با شیر خط یا پر یا پوچ گروهی که بازی را اول شروع مینمود مشخص مینمودند و یک گروه در بالا قرار میگرفتن و نفراتی که بازی را باید شروع میکردند از نفر ضعیفتر یا نفرات کوچکتر شروع مینمودند و با یک توپ تنیس و یک چوب باید به توپ میزدند طوری که از وسط زمین رد شود و گروه مقابل نتواند آنرا بگیرد
و یک نشان در وسط زمین قرار میدادند که حتما توپ باید از سنگ وسط رد شود و هر نفر حق زدن یک توپ راداشت بجز سر گروه که سه توپ حق داشت بزند و کسانی که نتوانسته بودند توپ را بزنند باید منتظر میشدند که نفر بعدی بتواند توپ را از وسط زمین رد نماید و آنها تا توپ به زمین نخورده و گروه مقابل آنرا برنگرداندن خود را به سنگ وسط میرساند و بر میگشت و دوباره زنده میشد و میتوانست دوباره توپ بزند و چنانچه به وسط زمین نمیرسید باید برمیگشت و منتظر توپ نفر بعدی میشد و اگر به وسط زمین و به محره میرسید و گروه مقابل توپ را برمیگرداند و قبل از افراد توپ به نقطه شروع میرسید و از افراد که از توپ عقب مانده بودند باید در وسط زمین میماندند تا یک نفر با زدن توپ دوباره آنها را زنده میکرد چنانچه توبی که زده میشد و گروه مقابل میتوانست قبل از رسیدن توپ به زمین آنرا در هوا بگیرد و به اصطلاح پل بگیرد تمام گروه باخته و جای خود را عوض مینمودند.
1- هفت سنگ
2- آس آس که یک نوع لیلی بازی میباشد با این تفاوت که در روی زمین یک مستطیل بزرگ میکشیدند و آن را از وسط به دو قسمت تقسیم مینمودند و که هر طرف خود به سه قسمت تقسیم می شد و از خانه اول شروع به بازی مینمودند و هر خانه که با انداختن یک سنگ و با یک پا تمام این خانه ها را باید طی مینمودند و فقط در خانه
چهارم میتوانستند هر دو پایشان را روی زمین بگذارند و استراحت کنند در طول بازی نباید پایشان و یا سنگشان به وسط خطها برخورد نمایند والا بازنده بودند و نفر بعدی بازی را شروع میکرد و بعد از اتمام خانه ششم باید چشم خود را بسته و با گفتن آس از خانه اول تا ششم را سه بار حرکت نماید و فقط در خانه چهارم حق استراحت داشت و میتوانست چشمش را باز نماید و در هر دور نباید پایشان به خط تقسیم خانه ها بخورد این بازی توسط 2نفر یا 2نفر به بالا میتوانستند بازی نمایند .
3- یه قل و دوقل که این بازی هم چند نوع متفاوت داشت در یک نوع فقط جمع کردن سنگ بیشتر بود و هر نفر اول کار 10 عدد سنگ می آورد و روی دست می انداخت و نفر اول شروع کننده کسی بود که سنگ بیشتری روی دستش می آمد و سنگها را که روی دستش بود را بالا می انداخت و با کف دست می گرفت و با جمع کردن دانه دانه یا جفت جفت سنگها ادامه میداد تا اینکه سنگ اول که باید انرا بالا می انداخت و تا این سنگ برگردد باید یک سنگ از زمین بر می داشت و سنگی را که برمی داشت باید به سنگ بغلی برخورد نمی کرد چنانچه برخورد می کرد و یا سنگی که بطرف بالا انداخته بود نمیتوانست بگیرد باخته بود و نفر بعدی بازی را شروع مینمود و این کار تا اتمام موقع استراحت ادامه داشت و کسی که بیشترین سنگ را جمع کرده بود برنده بازی اعلام میشد در نوع دوم یه قل دوقل که به عروس عروس معروف بود با 5 سنگ همه به نوبت بازی مینمودند که بترتیب یک قل که سنگها یکی یکی جمع میشد- دو قل سنگها دو به دو جمع می گردید -سه قل یک سنگ تنها و سه سنگ باید باهم براشته میشد – چهار قل چهار سنگ باهم باید از زمین برداشته می شد پنج قل با انداختن یک سنگ به بال یکبار باید چهار سنگ باقیمانده روی زمین قرار میداد و بار دیگر چهار سنگ را باهم از روی زمین بر میداشت – شش قل یا موچ که با انداختن یک سنگ به بالا و زدن انگشت اشاره به زمین انجام میشد وچهار سنگ باقیمانده در دستش قرار داشت و باید انها را حفظ میکرد که از دستش نیفتد – هفت قل یا تک کن عوض کن که سخترین قسمت بازی بود باید باید دانه به دانه سنگها از جائی که انداخته بودند را جا بجا مینمود وبعد عوض کردن هر چهار سنگ باید آنها را باهم از زمین بر میداشت – هشت قل یا باراک که راحترین این بازی میباشد به نوعی که سنگها از روی زمین از یک دست به کف دست دیگری برتاپ میشد تا 5 سنگ از زمین برداشته مشد -9 قل یا عذابک که این قسمت هم از قسمت سخت بازی قرار داشت و رد کردن این قسمت هم خیلی سخت بود به این طریق که اول یک سنگ به بالا پرتاب میشد و یک سنگ جمع میگرید بعدا دوسنگ باهم به بالا پرتاب میشد و یک سنگ دیگر از زمین براشته می شد و همانطور تا سنگ پنجم که نباید تا آخر هنگام گرفتن سنگ هیچکدام نباید به زمین بیافتن و قسمت آخر که یک دست را به صورت دروازه برزمین گذاشته یعنی انگشت شصت و انگشت وسط را مثل یک دروازه قرار داده که انگشت اشاره روی انگشت وسطی قرار بگیرد و سنگها از زیر این انگشت دانه دانه باید رد میشدند و در این قسمت یک سنگ بعنوان عروس توسط نفر مقابل که سخترین سنگ که احتمال رد شدن آن میرفت انتخاب می گردید و این سنگ در آخر و با یک ضربه باید از دروازه رد می شد و هنگام بازی در این قسمت نباید هیچ سنگی به عروس برخورد نماید و به یکباره باید از زیر انگشتان دست رد میشد والا بازی باید دوباره تکرار میشد البته بعد از نوبت دیگران که هر نفر که میباخت بازی با نفر بعدی ادامه می یافت و هر نفر در هر قسمت که باخته بود باید بازیش را از سر می گرفت در بازی یک قل دو قل سنگها باید از اندازه یک فندق یا کمی بزرگتر و گرد باشد که هم جمع کردنش راحتر و هم دستانشان را زخم نکند بازی عروس عروس بدلیل اینکه احتیاج به جای زیاد یا سنگ زیاد نبود در خانه هم برادران و خواهران انجام میدادند و یک سرگرمی جذابی بود .
4- بازی یه قل دو قل را همیشه بزرگترها بدلیل یک سری اعتقادات منع مینمودند و میگفتن که باعث گرانی میشود چون سنگها بهم میخورد ولی بچه ها بدلیل اینکه کمتر تحرک داشت و یک جا مینشستند وخستگی زیادی نداشت به آن بیشتر رقبت نشان میدادند و چون انسان از هر کاری که بیشتر منعش نمایند حریصتر میشود تقریبا این بازی قاچاقی انجام می شد.
5- با آمدن توپ فوتبال به روستا کودکان و نوجوانان این روستا دیگر فقط فوتبال بازی میکنند و بازیهای دیگر از رونق افتاده و بچه ها دیگر آن بازیها را از یاد برده اند و اکثرا آن را بلد نیستند .
درسالروز پیروزی شکوهمندانقلاب اسلامی وهمگام با سراسرایران اسلامی ومردم مومن و ولایت مدار روستای چاهک و اعضای کانون فرهنگی و پایگاه بسیج شهدای چاهک نیز با حضور در مراسم راهپیمایی 22بهمن با آرمان های والای امام راحل (ره)تجدید بیعت نمودند
ضمن اظهار انزجار از سیاست های استکبار جهانی با آرمان های بلند و والای انقلاب وامام راحل(ره) تجدید پیمان وبیعت نمودند و حمایت خود از مقام عظمای ولایت را نیز اعلام نمودند و برمبارزه با زورگویان واستکبار جهانی تا گسترده شدن عدل وعدالت در جهان تاکید کردند
این مراسم ساعت ۱۰ صبح از مقابل حسینیه چاهک باشعارهای مرگ بر آمریکا ومرگ بر اسرائیل آغاز شد
ودر مقابل مسجد المهدی(عج)اجتماع کردن وحضرت حجه الاسلام والمسلمین حیدری سخنرانی کردند.

![]()
![]()
![]()
![]()
5- مزرعه راه باریک
![]()
![]()
7- مزرعه ونه سفلی (ونه پائین)
![]()
8- مزعه ونه علیا (ونه بالا)مزرعه ونه بالا در بالا سر ونه پائین و چسبیده به آن میباشد که اگر کسی بلد نباشد فکر میکند که این دو مزرعه یکی میباشد و در 5کیلومتری غرب روستا واقع شده ودر زیر جاده چاهک مهرزمین قرار دارد چشمه خدا آفرین در بالاسر این مزرعه میباشد که در سالهای پر بارندگی جوشیده و آب آن به این مزرعه میآید و در جاده قدیم چاهک مهرزمین قرار دارد که مردم در کنار آن در روز سیزده بدر ودیگر مواقع به تفریح و بازی مشغول میشوند چون این آب چشمه است و صاحبی ندارد کودکان در آب بازی دراین جا راحت هستند و کسی مزاحم آنها نمیشود. عده ای از اهالی روستای قاهان در این دو مزرعه شریک میباشند.

10- مزرعه هفت چنار
![]()
این مزرعه در گذشته یکی از خوش آب و هوا ترین مزارع و محل تفریح و گردش اهالی و همشریان ساکن در شهر بود ولی چند سالی است که توسط یک عده سود جو در بالا دست این مزرعه و در روستای 4 خانواری آبدانک با زدن یک حلقه چاه آب این مزرعه رو به کاهش نموده و با انتقال قسمتی از آب به روستای چاهک این مزرعه زیبا رو به خشکی و نابودی میرود که هرچه زودتر باید به حال آن فکری نمود
11-مزرعه جنت آباد
![]()
این مزرعه مزرعه کوچکی است که در قدیم از مزارعه روستا بود که با فروش آن به افراد غریبه دیگر رفت و آمد اهالی قطع گردیده
12- مزرعه چاهک علیا (چاهک بالا)
![]()
این مزرعه از حیاتیترین مزارع روستا میباشد که تک تک افراد روستا به نوعی از شرکاه این مزرعه محسوب میشوند چون آب آشامیدنی روستا از این مزرعه تامین میشود این مزرعه با گردش 9 روز آبیاری میشود که153ساعت از216ساعت متعلق به تامین آب روستا و الباقی به خرده مالکین اختصاص دارد که همانطور که در قسمت آب آشامیدنی روستا توضیح داده شده
این مزرع در قدیم الایام مزرعه اختصاصی یکی از خوانین منطقه بوده که برای تامین آب روستا جلوگیری مینمودند وتوسط افراد این شخص باعث مزاحمت اهالی روستا میشدند توسط فرد خیری مقداری از این مزرعه خریداری و آب آن وقف روستا میشود و الباقی را نیز به همت عده دیگری خریداری نموده و دست خوانین را از این مزرعه کوتاه مینمایند
13-قنات داخل روستا :
قنات روستا که از قدیم برای تامین آب روستا برای شستشو و نظافت احداث میگردد در آن زمان بین همه مردم روستا تقسیم میشود و حمام خزینه ای نیز ساخته شده که آب آن از این قنات تامین میشود و کسی مانع مصرف اهالی نیز نمیشد وبعدها کم کم افراد سهم خود را به دیگری فروخته و عده خاصی مالک میشوند و اکنون که آب حمام نیز از آن استفاده نمیشود به این شرکاه میرسد وعملا اهالی از این آب دیگر هیچ استفاده ای نمیتوانند بکنند و فاضلاب آب حمام نیز به آن میپیوندد جا دارد که شورای اسلامی و دهداری از حقوق مردم دفاع نموده و با تسویه آب حمام به فضای سبز و یا محلی برای در آمد روستا که عام المنفعه باشد اختصاص دهند و بصورت وقف که همه روستا از موهبت آن بهرمند شوند وکمکی به زیبائی روستا گردد.
مزارع دارای چشمه
![]()
نویسنده :آقای اصغر فهیمی
نویسنده:اصغر فهیمی
مراسم مذهبی و دینی چون دیگر روستا ها و شهرهای ایران از قدیم در این روستا رونق خاصی داشته که مراسم تعزیه خوانی و سینه زنی در ماههای محرم وصفر در این روستا انجام میگردید و به همین صورت یک حسینیه در روستا ساخته شده بود و تعزیه خوانی در آن انجام میگرفت که از سالهای دور یک نفر بعنوان نسخه دار مسئول برگزاری مراسمات بود در اینجا جا دارد تا یاد چندین نفر از ذاکرین ابا عبدا... الحسین (ع) یادی بنمائیم.
مرحومین کربلائی اسد ا... – مشهدی آقابزرگ – مشهدی حاج آقا – ملا ابراهیم -حاج علی اکبر فهیمی – میرزا حسینعلی فهیمی – مشهدی محمداسماعیل فهیمی- حاج اسحاق محمدی - حاج محمدعلی فهیمی (حاج مدیر)حاج محمدعلی فهیمی نیک (چهلوری) – علی اکبر فهیمی(حاج حسین طبال)
و ابوالفضل فهیمی که از تعزیه خوانان بنام این روستا بودند و هنوز اکثر مردم چاهک صدای گرم این ذاکرین را فراموش ننمودند
خادمین و خیرین روستا
نويسنده : اصغر فهيمي
در اجرای خدمات به روستا از اوایل ایجاد این روستا خیلی از افراد تلاش نمودند که با توجه به اینکه هیچگونه آثار کتبی تا به حال وجود نداشته و افراد به مرور از یاد رفته اند ولی از افرادی که اینجانب به یاد دارم تعدادی را نام برده و پیشاپیش از کسانی که اسامی آنها از قلم افتاده و یا شناختی از آنها نداشته ام و اسمی از آنها نیامده عذر خواهی کرده و اجر همه خیرین با خداوند بزرگ تبارک و تعالی میباشد که بهترین ثبت کننده و اجر دهنده میباشد
جا دارد از افرادی که خدماتی انجام داده اند تا این روستا سرافراز بماند یادی نمائیم
1- مهندس حاج موسی فهیمی یکی از فعالترین این افراد میباشد که در زمینه ساخت خانه بهداشت و مخابرات و در امر ساخت حسینیه و کارهای عام المنفعه روستا فعالیت نموده است كه اگر نبود زحمات شبانه روزي ايشان سالها طول ميكشيد تا مخابرات و يا خانه بهداشت به روستا بدهند در صورتي كه روستاي ما در منطقه اول بود
2- حاج محمد رضا شفائی که در همه کارها بعنوان بازوی اصلی خدمات به روستا بوده و تاکنون بدون هیچ چشم داشتی فعلانه شرکت دارند و یکی از پیش کسوتان که همراه و کمک کننده به نسل جدید در امر راه اندازی مجمع خیرین و سامان دادن به کارهای روستا میباشند
3- حاج اکبر فهیمی (کبابی) در امر ساخت و بزرگ شدن مسجد و ایجاد دیوار کشی مزارستان بسیار تلاش نمودند
4- فرزندان حاج رمضان فهیمی که در امر تکمیل حسینیه کمکهای فراوانی انجام دادند و در همه کارهای روستا از هیچ کمکی مضایقه نکردند
5- حاج غلامعلی فهیمی و محمد تقی فهیمی که تمام مراسمات روستا را اجرا و هدایت مینمایند
6- حاج رمضان فهیمی(حاج محمد) – حاج عباس فهیمی (حاج عیوض) و رمضان فهیمی(اکبر منور) – ذبیح ا... فهیمی – نورا... فهیمی – کریم محمدی – احمد فهیمی (مشهد حسن )- ابراهیم فهیمی (مشهدی مراد)- حسن قره مادانی - صفر فهیمی (حاج غلام) و خیلی از افراد که در آبدارخانه و آشپز خانه حسینیه و مسجد فعالیت مینمایند
7- حاج غلام فهیمی (تقی) به همراه مرحوم حاج محمد فهیمی (حاج عزت) که سالیان زیادی در روستا در آبدار خانه مسجد و حسینیه و هیئت مشغول خدمت بودند
8- حاج عزیزا... فهیمی و برادر مرحومش مشهدی محمد فهیمی در درست کردن غذا محرم و صفر و مراسمات خیریه مشغول فعالیت بودند
9- مرحومین مشهدی عباس فهیمی و مشهدی عباسعلی فهیمی جهت نگهداری حسینیه و نظم دادن به مراسمات تعزیه خوانی و همچنین مرحوم میرزآقا محمدی و مرحوم حاج حسین (طبال) از خادمین ابا عبدا... الحسین (ع) از طبالان تعزیه امام حسین (ع) در روستا بودند
10- مرحوم حاج اسماعیل فرجی که در امر آرایشگری سالیان متمادی به همشهریان خدمات رسانی نموده و اکنون فرزندش حاج حسین آقا فرجی به این کار مشغول است
11- دهياري محترم و شوراهاي ادواري روستا كه همه آنها آنچه در توان داشته اند در نگهداري روستا و آباداني آن كوشيد ه اند
در آخر از همه همشهریان و کسانی که کمکهای مالی و كمك فکری نموده اند و خادمین و خیرین روستا کمال تشکر را داشته و مجددا اگر اسامی کسی که از قلم افتاده و در این یاداشت نیامده عذر خواهی نموده و سلامتی همه آنها را از خداوند خواستاریم و شادی تمام مرحومین خدمتگذار طلب رحمت از خداوند بزرگ را خواهانیم و شادی روح همه مرحومین فاتحه ای نثار میکنیم و در پایان این قسمت عرض مینمایم که هیچگونه کدورتی در بین نیست و همه این نوشتجات برای ماندن در ذهن افراد ثبت گردیده و محتاج کمک و راهنمائی همه عزیزان و بزرگواران روستا میباشیم و با ارسال نظرات خود به این سایت ما را همراهی نمائید
نویسنده :اصغر فهیمی
نویسنده:اصغر فهیمی
بخش دوم
وضعیت و موقعیت روستا
نویسنده:اصغر فهیمی
روستای چاهک با وسعتی حدود 35 کیلومتر مربع ( 3500 هکتار) و جمعیتی بر اساس سر شماری سال 1385 تعداد 395 نفرجمعیت دارد و تعداد 130 خانوار در آن ساکن میباشند.از توابعه دهستان قاهان بخش خلجستان قم میباشدو در30و50 درجه طول شرقی نسبت به نصف النهار مبدا 76و34درجه طول شمالی نسبت به خط استوا قرار گرفته است که این روستا و بخش قبل از انقلاب جزء شهرستان تفرش استان مرکزی قرار داشت که بعد از انقلاب از شهرستان تفرش منتزع و به شهرستان قم ملحق گردید که یکی از روستاهای ییلاقی استان کویری قم محسوب میشود این روستا به واسطه کوچ نشین بودن این اقوام به دوره غزنویان و سلجوقیان میرسد که پس از تبعید یا کوچ نشینی در این منطقه مسکن گزیده اند و تا بحال توسط کشاورزی و دامداری امرار معاش مینمایند . در اوایل انقلاب و قبل از آن بدلیل کمبود کار و ادامه تحصیل خیلی از جوانان روستا به شهرهای قم و تهران مهاجرت نمودند و مشغول کار و ادامه تحصیل شدند ودر همانجا ساکن میباشندوثمره تحصیل چندین دکتر،مهندس، روحانی و دبیرآموزش و پرورش و استاد دانشگاه میباشند که در کشور مشغول خدمت رسانی به دیگر هموطنان میباشند آمار دقیقی جهت بر آورد جمعیت شهری فعلا وجود ندارد و طبق نظرات غیر رسمی حدود 2000 نفر از اهالی این روستا در شهرهای قم و تهران وساوه و سایر شهرهای ایران زندگی میکنند.جا دارد در اینجا با اقوام خلج کمی آشنا گردیم که عمده سکنان این روستا را این قوم تشکیل میدهند قوم خَلَچ یا قوم خُلچ یا قوم خُولج یا قوم قالاج به باقی ماندگان قوم هپتالیان گفته میشود. در واقع آنان شعبهای از یک قوم قدیمی ترک هستند که در سالهای ۵۵۵ میلادی تحت عنوان خولِس نامیده میشدند. این زمان قبل از ظهور ترکان و اضمحلال حکومت هپتالیان در غرب آلتایی بود. خلجها به عنوان طرفداران وفادار حکمران ترکان غربی به نزد فرستادهٔ روم آمدند. خلجها طایفهای باشند از صحرانشینان و ترکان. خلج به گروهی از مردم و دستهای از ترکها اطلاق میشود. نشانههایی تاریخی نشان میدهد که خلجها احتمال دارد در اصل مردمی آریایینژاد و گروهی از سکاها بودهاند که در آسیای میانه ترکیزبان شدهاند. محمود کاشغری در دیوان لغاتالترک(که در اواسط قرن پنجم هجری تألیف شده) در شرح لغت ترکمان، خلجها را از اقوام اوغوز ساکن اویغورستان(سینکیانگ فعلی) میداند و با اشاره به جدایی خلجها از سایر ترکمانان آنان را دو قبیله از بیست و چهار طایفه ترکمن دانسته است؛ جز آنکه دو قبیله از خلج از ایشان ممتاز شدند به برخی چیزها؛ لذا آن دو قبیله دراعداد ایشان شمرده نمیشوند بسیاری از خلجها در حمله یعقوب صفاری به افغانستان قتل عام شدند؛ ولی در دولت سامانیان و غزنویان این تیره از ترکان وارد اردو شدند. غوریان در لشکرکشیهای خود ازافراد قبیله خلج بهره میگرفتند و سلطان غیاث الدین محمود موفق شد درسال ۶۰۲هجری قمری/۱۲۰۶میلادی با مساعدت خلجها در فیروزکوه قدرت را به دست آورد. خلج نام قبیله ترک و اسم ترکی آن (Qalaç) قلچ است. این قبیله از قرن چهارم در جنوب افغانستان بین سیستان و هند ساکن بودهاند. ابن خردادبه آنها را در شمار قبایل ترک استپهای آسیای میانه آوردهاست. به گفته او منزلگاههای زمستانی آنها در آن سوی (سیر دریا) در ناحیه تلاس در مجاورت زمینهای قرلق واقع بودهاست. قرلق، قرلغان، قرلغ و قرلیغ همه اشکال مختلف یک کلمهاند و آن قبیلهای بودهاست از اتراک در شمال و شمال شرقی ماوراءالنهر معروف به حسن صورت ، طول قامت و تناسب خلقت و همچنین آنها در این سوی جیحون در سواحل جنوبی و غربی آن زندگی میکردهاند. ابناثیر در مورد مرگ یعقوب لیث (۲۶۵هجری/۸۷۹ میلادی) آوردهاست که امیر صفاری در جریان فتوحاتش در شرق افغانستان به زنبیل یا حاکم محلی در زمین داور حمله کرده و خلجها (الخلخیه) و مردم زابلستان را تحت انقیاد در آورده بود.این مطلب را تاریخ سیستان با ذکر پیکارهای یعقوب علیه خلجها و ترکان تأیید میکند. گروههای موسوم به خلجی اکنون در افغانستان زیست میکنند که به ترکی کهن خلجی سخن میگویند. در منابع اسلامی موطن ترکان ساکن حد فاصل سیستان تا هندوستان و تخارستان و افعانستان جنوبی خلجستان کبیر نامیده شدهاست. ابوالغازی بهادر کتاب شجره تراکمه به روایت ابوالفضل بیهقی سلطان محمود در حمله به هندوستان بسیاری از خلجها را در اردوی خود از حوالی خراسان به هندوستان برد و آنان را با غوریان متحد ساخت و شماری از آنان را در بنگال ساکن کرد. خلج نام طایفهای است معروف و در آن موقع در ناحیه زمین داور سکنی داشتهاند. در برخی از کتب تاریخی مانند ظفرنامه شرفالدین یزدی و تاریخ گیتیگشا از پراگندگی خلجها در اطراف ساوه، قم و کاشان سخن رفتهاست. زینالعابدین شیروانی از پراکندگی خلجها در ایالت فارس، عراق عجم، خراسان، کابل و توران (آسیای میانه)سخن گفتهاست. اصطخری نیز مکان خلجها را زمین داور و آنها را مهاجران قدیمی به این منطقه دانسته و گفتهاست که آنها گلهدار بودند و نیز آداب و رسوم ترکی، وضعیت ظاهری و زبان خود را حفظ کرده بودند. صاحب فارسنامه ناصری از پراکندگی آنان در میان قشقاییان خبر داده و از دو خاننشین خلجستان به سرپرستی حاجعلیقلیبیگ و میرزاقاسمبیک صحبت کردهاست. حدودالعالم خلج را رعایای گلهدار منطقه غزنه - البته به صورت گروههای متفرق در بلخ و تخارستان و بخشهایی از بست - به شمار آوردهاست. محل عمده سکونت خلجها در مرکز ایران است که هنوز هم تحت نام (خلجستان) شناخته میشود. خلجستان از بخشهای شهر قم است که از شمال به جعفرآباد و از خاور و جنوب به حومه قم از جنوب باختری به شهرستان آشتیان و از باختر به شهرستان تفرش محدود میگردد. جمعیت بخش خلجستان بر اساس سرشماری سال ۱۳۷۰ برابر است با ۱۴۲۸۸ نفر. منطقهای کوهستانی که در جنوب غربی تهران در مسیر همدان و در غرب ساوه واقع شدهاست و قسمت عمده شهرستانهای اراک و ساوه در استان یا ایالت مرکزی را در بر میگیرد. نه تنها در این منطقه بلکه در نواحی مجاور واقع در ایالت بختیاری از مناطق زاگرس مرکزی روستاهایی با نامهایی مانند خلج, خلجآباد و غیره مشاهده میشود که حاکی از منزلگاههای قدیمیتر اعضای قبیله خلج است. مطالعاتی کهاز منابع بعد از اسلام به عمل آمده، نشان میدهد که خلجها در سدههای نخستیناسلام در سه منطقه میزیستهاند: در نیمهٔ قرن هفتم میلادی دستهای از اقوام خلج و اوغوز در سیستان و کابل ساکن شدند و گروهی از آنان در قرن هشتم میلادی در هندوستان سلسلهٔ ترک شاهی را تأسیس نمودند که بروی سکههایآنها به رسم سایر قبایل ترک روی تاج پادشاه شکل گرگ ترسیم شده بود. البته خلجها بعد از اسلام نیز در هندوستان حکومتی به نام «سلسلهٔ خلجیان» تشکیل دادهاند.
اقوام خلج، در زمان غزنویان علیه سلطان مسعود غزنوی قیام کردند، و در پیروزی سلجوقیان بسیار تأثیرگذار بودند، سرانجام نیز همراه سلجوقیان به عراق عجم(اراک) آمده، ابتدا در خرقان ساوه ساکن شدهاند. خلجها در زمان هجوم چنگیزخان مغول به همراه خوارزمشاهیان از سمرقند دفاع کردند و به اتفاق ترکمانان سپاهی به فرماندهی «سیفالدین قراملک» جهت حمایت از سلطان جلالالدین خوارزمشاه تشکیل داده، در جنگ پروان، مغولان را سخت شکست دادند. ترکی خلجی لهجه مستقلی دارد و قدیمیترین لهجه ترکی بوده، از نظر زبانشناسی دارای اهمیتی خاص است.زبان خلجی یکی از زبان های آلتایی و تنها عضو خانواده آرگو (آرغو) ازخانواده زبان های ترکی است. در حقیقت خلجی ادامه گویش ترکی باستان آرغو است. خلجها از آسیای میانه به سوی غرب آمدند و یکی از نخستین قبایل ترک بودند که از آمودریا گذشتند و روانه مناطق غربی شدند. بیشتر در غزنین افغانستان و استان مرکزی و استان قم ایران سکنی گزیدند نشانههایی تاریخی نشان میدهد که خلجها احتمال دارد در اصل مردمی آریایینژاد و گروهی از سکاها بودهاند که در آسیای میانه ترکزبان شدهاند. مردم خلج از نظر فرهنگی ایرانی محسوب می شوند.امروزه زبان خلجی در معرض انقراض قرار دارد و جای خود را بین نسل جدید خلجیها به فارسی داده است. نسل جدید تنها در حد درک مطلب با این زبان آشنائی دارند و دیگر در میان خود از این زبان استفاده نمیکنند. بر اساس آمار سایت اتنولوگ تعداد گویش وران زبان خلجی در ایران ۴۲٫۱۰۰ نفر میباشد. به استناد نویسندهٔ کتاب المسالک و الممالک، خلجها: «انسانهایی مهربان، خوشخلق و مهرورز بودند و سرزمین آنها نیز از آبادترین و غنیترین سرزمینهای ترک است». پروفسور فاروق سومر، نویسندهٔ کتاب اوغوزها نیز، خلجها را نیک خویترین قبایل ترک خواندهاست ویژگی های زبان خلجی به نظر پرفسور گرهارد دورفر (Gerhard Doerfer) مهمترین ویژگی زبان ترکی خلجی درآن است که بسیاری از ویژگیهای ترکی باستان را در آواها حفظ کردهاست؛ به عنوان مثال حرف «ه» که از دوران پروتو تؤرک باقی مانده و قبلاً هم «پ» بودهاست. بنابراین ترکی خلج از ترکی قدیم یعنی زبان گوک تورکها (اشاره به امپراطوری گؤک تؤرک در زمان باستان بمعنی ترکان آسمانی) که درکتیبهٔ اورخان باقی ماندهاست، قدیمیتر است. همچنین پرفسور دورفر با مشاهدهٔ پارهای ویژگیهای مشترک ترکی خلجی و ترکی قدیم آرغو به این نتیجه رسیدهاست که خلجهای مرکز ایران فرزندان همان آرغوها هستند. ویژگیهای این زبان بدین صورت است: .صدای(د)به مشابه ترکی باستانی در ترکی خلجی نیز باقی مانده و به (ی) تبدیل نشده؛ مانند:هاداق (آیاق=پا)/ هادوری (آیری=جدا)/ اودانماق (اویانماق= بیدار شدن). این عدم تغییر در صدا در زبانهای ترکی موجود فقط در ترکی تووا در جنوب سیبری باقی ماندهاست. حرف (ی) در اکثر کلمات باقی مانده و از بین نرفتهاست؛ مانند: ییل(ایل=سال)، یپلیک (ایپلیک = طناب). حروف (ق) و (گ) مانند گذشته باقی ماندهاند و از بین نرفتهاند؛ مانند: سیچقان (سیچان = موش)، تاووشقان /تؤوشقان (دؤوشان = خرگوش)، یونگ (یون = پشم)، قیسقه (قیسسا = کوتاه)، کورگئگ (کوره ک = پارو). در انتهای بسیاری از کلمات هنوز کسره و فتحه استفاده میشود و به (ایی تغییر نکردهاست)؛ مانند: تیشه (دیشی = مونث)، تره (دری = پوست) آلتا (آلتی = شش). در ترکی خلجی به جای کلمه (دییل یا دییر) به معنای (نیست) مانند ترکی قدیم از کلمه (داغ یا دَق) استفاده میشود. صامتها (کوتاه، بلند، دیفتونگ) هنوز به شکل ترکی باستانی باقی مانده، در حالی که در اکثر زبانهای ترکی این صامتها کوتا یا نسبت به قبل کوتاهتر شدهاند؛ مانند:اوون (اون = دَه)، هئو (ائو= خانه) کؤز (گؤز = چشم)، قول (قُل = بازو)، یورقان (یُرقان = لحاف). «ه» اول کلمات از دوران ترکی مادر (قبل از ترکی قدیم قرون ۷-۶م) باقی مانده، در حالی که در سایر زبانهای ترکی بسیار نادر است؛ مثلاً هاز(آز = کم)، هاقاچ (آقاج = درخت)، هوزوم (اؤزؤم = انگور)، هئو (اِئو = خانه) ، هوچاق (اوجاق)، هتک (اتک = دامن). حرف(ک)نیز در اول بسیاری از کلمات باقی مانده و به (گ)تبدیل نگردیدهاست؛ مانند:کؤن / کین (گؤن=آفتاب، روز)، کئچه (گئجه = شب)، کؤرمک (گؤرمک = دیدن)، کؤز/کئز (گؤز=چشم). دیگر ویژگی زبان خلجی وجود حرف (ت) در اول کلمات به جای حرف (د) است؛ مانند:تیل (دیل = زبان)، تیش (دیش = دندان) تؤش (دوش = سینه)، تیرناق (دیرناق = ناخن)، تیز (دیز= زانو)، تؤرت (دؤرت=چهار). در وسط کلمات حرف (غ) به صورت (ق) تلفظ میشود؛ مانند:بوقاز (بوغاز= گلو). کلماتی که در ترکی آذربایجانی به (خ) ختم میشوند، در خلجی به (ق) ختم میشوند؛ مانند: توق (توخ = سیر)، قولاق (قولاخ = گوش)، بارماق (بارماخ = انگشت)، تورپاق (تورباخ = خاک)، اوزاق (اوزاخ = دور). در ترکی خلجی پسوند مفعولٌ عنه (از) مانند ترکی قدیم (دا) یا (ده) است، در حالیکه در ترکی امروزی، (دان) و (دن) است؛ مثال: بیز او بؤز سودا ایچتیک. (ما از آن آب خنک نوشیدیم). نئرده کئلی یورین؟ (از کجامی آیی؟). حرف (نی) ترکی قدیم که در ترکی اوغوز و بسیاری لهجههای دیگر به (ی) تبدیل شده، در ترکی خلج مانند ترکی قدیم آرگو به (ن) تبدیل شدهاست. مانند: کون / قون = گوسفند که در ترکی قدیم، کونی / قونی و در ترکی امروزی کویون و در لهجه آذربایجانی قویون گفته میشود.
برگرفته از ويكي پديا
↑ایرانشهر در جغرافیای بطلمیوس، ص ۱۵۹
↑ برهان قاطع تألیف محمد حسین بن خلف تبریزی متخلص به برهان، کتابخانه زوار، تهران، تصحیح دکتر محمدمعین
↑ شرح الیمینی المسمی بالفتح الوهبی علی تاریخ ابی نصر عتبی للشیخ منینی نشر جمعه المعارف
↑ Bosworth, C.E.; Doerfer, G. « K̲H̲alad̲j̲.» Encyclopaedia of Islam, Second Edition. Edited by: P. Bearman , Th. Bianquis , C.E. Bosworth , E. van Donzel and W.P. Heinrichs. Brill, 2008. Brill Online. UNIVERSITEITSBIBLIOTHEEK LEIDEN. 04 November 2008 <http://www.brillonline.nl/subscriber/entry?entry=islam_COM-0485>
↑ دیوانلغاتالترک محمود بن حسین بن محمد کاشغری، ترجمه و تنظیم و ترتیب الفبایی محمددبیرسیاقی، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ۱۳۷۵
↑ حدودالعالم من المشرق الی المغرب مؤلف گمنام، ۳۷۲ ه.ق
↑ طبقات ناصری، تألیف ابوعمر منهاجالدین سراج جوزجانی
↑ دکتر محمدمعین در حاشیه برهان قاطع
↑ المسالک و الممالک، ترجمه دکتر حسن قره چانلو، نشر چاپخانه مهارت، چاپ اول، ۱۳۷۰
↑ ر.ک :خاتمی، احمد، شرح مشکلات تاریخ جهانگشای جوینی بر اساس نسخه علامه محمدقزوینی، مؤسسه فرهنگی و انتشاراتی پایا، چاپ اول ۱۳۷۳
↑ بنگرید به حاشیه صفحه ۳۳۹ ج. دوم جهانگشای جوینی، چاپ لیدن به تصحیح علامه میرزا محمدقزوینی و دایرةالمعارف اسلامی ذیل کلمه قرلق به قلم بارتولد
↑ ابناثیر، تاریخ بزرگ اسلام و ایران ترجمه عباس خلیلی. انتشارات کتب ایران ج۱۲ ص ۴-۱۷۳
↑ تاریخ بیهقی، ابوالفضل محمد بن حسین بیهقی، به تصحیح و اهتمام دکتر غنی و دکترفیاض، انتشارات خواجو، تهران ۱۳۷۰
↑ همان پاورقی ص.۶۶۲
↑ ج۲، ص۵۷۳
↑ چاپ سعید نفیسی تهران ۱۳۱۷، ص۲۶۳
↑ بستان السیاحه، چاپ تهران، ۱۲۱۵ ه.ق ۲۷۳
↑ مسالک و ممالک
↑ فارسنامه ناصری، چاپ ۱۳۱۳.ص۲۸۴
↑ حدودالعالم مینورسکی
↑ فرهنگ جغرافیایی قم و اراک انتشارات جغرافیایی وزارت دفاع ج۲ ص۳-
↑ لغتنامهٔ دهخدا، درآیهٔ نهر خلج
↑ همان
· ↑ اقتباس از فصل اول کتاب خلجها یادگار ترکهای باستان، علیاصغر جمراسیروز یکشنبه۱۳/۹/۹۰(شب تاسوعا)در بین عزاداران حسینی روستای چاهک حضور پیداکرد
![]()
![]()
![]()
|
|
ایام هفته |
تاریخ اجراء |
ساعت شروع |
نام تعزیه |
|
1 |
دوشنبه۲محرم |
۱۳۹۰/۹/۷ |
۱۴ |
مجلس شاهچراغ |
|
2 |
سه شنبه۳محرم |
۱۳۹۰/۹/۸ |
۱۴ |
مجلس شهادت حضرت مسلم |
|
3 |
چهارشنبه۴محرم |
۱۳۹۰/۹/۹ |
۱۴ |
مجلس شهادت حضرت قاسم(ع) |
|
4 |
پنج شنبه۵محرم |
۱۳۹۰/۹/۱۰ |
۱۴ |
مجلس شهادت حمزه سیدالشهداء |
|
5 |
جمعه۶محرم |
۱۳۹۰/۹/۱۱ |
۱۴ |
مجلس شهادت دوطفلان مسلم |
|
6 |
شنبه ۷محرم |
۱۳۹۰/۹/۱۲ |
۱۴ |
مجلس شهادت حضرت علی اکبر(ع) |
|
7 |
یکشنبه ۸محرم |
۱۳۹۰/۹/۱۳ |
۱۴ |
مجلس شهادت حرابن ریاحی |
|
8 |
دوشنبه 9محرم تاسوعاحسینی |
۱۳۹۰/۹/۱۴ |
۱۴ |
مجلس شهادت حضرت عباس(ع) |
|
9 |
سه شنبه 10محرم عاشورا حسینی |
۱۳۹۰/۹/۱۵ |
۹صبح |
مجلس شهادت حضرت اباعبدا...الحسین(ع) |
لازم بذکر است که مراسم عزاداری ظهر بابرگزاری نماز جماعت ظهر وعصرشروع می شود.و بعداز آن سخنرانی ومداحی وعزاداران سرسفره امام حسین(ع)حاضر می شوند.
مراسم شب نیز به شرح ذیل می باشد:
۱- اقامه نماز مغرب وعشاء
۲-سخنرانی
۳-مراسم سینه زنی
۴-پذیرایی واطعام
۵-تعزیه ویا مداحی وزیارت عاشورا
| میلسنگی چاهک | |
|---|---|
| اطلاعات کلی | |
| نام | میلسنگی چاهک |
| کشور | ایران |
| استان | استان قم |
| شهرستان | شهرستان قم |
| اطلاعات اثر | |
| کاربری | چاه |
| دیرینگی | دوره ساسانیان |
| دورهٔ ساخت اثر | دوره ساسانیان، دورانهای تاریخی پس از اسلام |
| اطلاعات ثبتی | |
| شمارهٔ ثبت | ۱۰۵۶۵ |
| تاریخ ثبت ملی | ۰۲ آبان ۱۳۸۲ |
| اطلاعات بازدید | |
|
| ||||||||||||
|
مزرعه هفت چنار این مزرعه در گذشته یکی از خوش آب و هوا ترین مزارع و محل تفریح و گردش اهالی و همشریان ساکن در شهر بود ولی چند سالی است که توسط یک عده سود جو در بالا دست این مزرعه و در روستای 4 خانواری آبدانک با زدن یک حلقه چاه آب این مزرعه رو به کاهش نموده و با انتقال قسمتی از آب به روستای چاهک این مزرعه زیبا رو به خشکی و نابودی میرود که هرچه زودتر باید به حال آن فکری نمود سلام :همشهریان خوش غیرت آیامیدانیدمزرعه خوش آب وهوای هفت چنار نابود شده است؟ به کدامین گناه؟؟؟؟؟؟ این تصویر هوایی مزرعه هفت چنار و روستای آبدانک میباشد هرجمله ای در ذهنتان هست برای سایت چاهک بنویسید که نظرات تمام کاربران وبازدید کنندگان درسایت چاهک نمایش داده میشود. خشک شدن وبریدن درختان تنومند چنار وگردو وتوت و.....
مزرعه هفت چنار چاهک به کدامین گناه؟؟؟؟؟؟؟؟
![]()
| ||||||||||||
در اینده نزدیک ارتباط تلفن ثابت روستای چاهک با شهر قم مستقیم وبدون پیش شماره می شود
چاهک دارای موقعیتی است که میتوان مسائل مختلفی را از زوایای گوناگون در ان مورد بررسی قرار داد وماقصد داریم انشاالله در اینده نزدیک پیرامون موضوعات ذیل مطلب تهیه کنیم و چنانچه شما هم مایل به همراهی با ما میباشید میتوانید مطالب خود را به ادرس ذیل ارسال دارید و یا انرا در چاهک تحویل مدیر سایت چاهک آقایان مصطفی -حمیدرضا و مسئول مخابرات چاهک کاظم فهیمی (مخابرات)دهیدو یا با شماره تلفن ایشان که در اختیار شورای ودهیاری روستای چاهک است تماس بگیرید.
hamidreza.fahimi@yahoo.com
موضوعات مورد بحث
1- خلاصه ای از معرفی روستای چاهک و روستاهای اطراف آن
2- مساجد محلی چاهک
3-آب انبارهای چاهک
4- آثار باستانی چاهک
5-آسیاب های ابی
6- غذاهای محلی
7- میوه ها و محصولات معروف
8- تحصیلات در گذشته و حال
9- نحوه ارتباط مردم در گذشته و حال
10- ضرب المثلها – ترانه های محلی - افسانه ها
11- مشخصات جغرافیائی محله ها
12- تعزیه خوانهای چاهک گذشته و حال
13- معرفی مرغدار ان با ذکر نام شماره تلفن و غیره ...
14- مراسمات ازدواج بله برون قول گیری عقد و عروسی
15- ییلاق و قشلاق در گذشته
16- ابزارها مورد استفاده در گذشته
17- مراسمات خاص در گذشته که تقریبا به فراموشی سپرده شده است
18- مراسم چهارشنبه سوری و سیزده بدر
19- پیران و بزرگان چاهک
20 – دامداری در گذشته و حال
21- وضعیت اقتصادی در گذشته و حال
22- اسامی شهدا چاهک
23-مسئولان ارائه خدمات در روستای چاهک
وموارددیگر............................................
ادامه دارد
اين ميل در ارتفاع 87 متري از سطح زمينهاي اطراف واقع شده است . قدمت اين بنا به دوره ساساني مي رسد . ميل سنگي روستاي چاهک داراي پلاني مدور و پلان چليپاي دروني است . اين پلان شباهت بسيار زياد به پلان چهارطاقي هاي دوره ساساني دارد و سبک ساخت و مصالح بکار رفته در آن قابل مقايسه با چهارطاقي نويس که در همين مسير قرار دارد مي باشد . نماي ميل از سنگ لاشه و ملاط گچ زبره مي باشد و داراي يک ورودي در سمت جنوب به عرض 20/1 و ارتفاع 60/2 متر است . بلندترين ارتفاع موجود 40/6 متر در جبهه غربي واقع شده است . قطر قاعده آن 10/5 متر و پيرامون آن 5/27 متر شکل است . برج يا ميل مخروطي است درون ميل بين 30/1 تا 70/1 متر بالاشه سنگ و ملات گچ پر شده است . درون اين ميل اتاقي مدور به قطر 10/5 متر با سه طاق فرو رفته و يک درگاه به فرم چليپا ديده مي شود . دهانه هر يک از طاقها بين 200 تا 205 سانتيمتر و عمق هر يک بين 105 تا 110 سانتيمتر متغير و ارتفاع هر يک از طاقها از نوک تيزه طاق تا کف 25/2 متر است . ارتفاع اتاق از کف تا پاطاق 05/3 متر است . ضخامت ديوار در پي نزديک به دو متر و در بالاي جانپناه به 160 سانتيمتر مي رسد . ارتفاع باقيمانده از ديواره جان پناه 40 سانتيمتر و عرض آن 60 سانتيمتر است . شواهد باقيمانده حکايت از پوششي سقف ميل با فرم گنبدي يا عرقچيني دارد . مصالح بکار رفته در بنا شامل لاشه سنگ ، ملات گچ زبره مي باشد .
در اين بخش به شرح کشاورزي در روستای چاهک می پردازيم. در آينده سعي
خواهم کرد اطلاعات بيشتري از کشاورزي اين منطقه بنویسم .
محصولات
چاهک
|
25 - انگور26 - پياز |
13 - جو 14 - يونجه |
1 - گردو |
نکته 1- در بعضي موارد اين محصولات به صورت مصرف شخصي است و
جنبه اقتصادي و يا تجاري ندارد.
نکته 2 – روستای چاهک به دليل نیمه کوهستاني بودن
بیشتر از زمين هموار و مسطح برخوردار است.
نکته 3 - اولین محصول پر در
امد و زود رس چاهک گندم است. بنا به شرایط اب و هوا شروع به برداشت می کنند.
نکته4- محصولاتی که با رنگ قرمز مشخص شده جزومحصولات اصلی میباشد.